آخرین مطالب

روایت آیت‌الله خامنه‌ای از حمله شبانه ساواک به منزل ایشان سیاسی

روایت آیت‌الله خامنه‌ای از حمله شبانه ساواک به منزل ایشان

  بزرگنمایی:

تبسم مهر - "ساواکی‌ها بی‌رحمانه به کتک زدن من با مشت و لگد ادامه دادند و مخصوصاً با نوک کفش خود به ساق پای من ضربه می‌زدند. سپس به من دستبند زدند و دستور دادند جلو بیفتم و به سمت داخل منزل بروم..."

- اخبار سیاسی -
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌ خامنه‌ای، این روایت به زبان عربی در کتاب «انّ مع الصبر نصراً» -خاطرات خود گفته‌ رهبر انقلاب اسلامی از دوران مبارزه علیه رژیم پهلوی- آمده است.
تقریظ امام‌خامنه‌ای بر کتاب خاطرات عربی خود +عکس
سؤال امام‌خامنه‌ای از جوانان درباره رمز ماندگاری انقلاب
این کتاب توسط دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای همزمان با ایام دهه‌ی مبارک فجر انقلاب اسلامی منتشر شده و ترجمه‌ی فارسی آن نیز به زودی روانه‌ی بازار خواهد شد.
در اواخر یکی از شبهای زمستان آن سال [1356] در خواب بودم که در زدند. از خواب بیدار شدم و طبق عادتم بدون اینکه بپرسم پشت در کیست، شخصاً برای باز کردن در رفتم. یک ساعت به اذان صبح مانده بود و افراد خانواده در اندرونی خوابیده بودند. در را که باز کردم، دیدم افرادی با مسلسل و هفت‌تیر ایستادند. به ذهنم گذشت که آنها عدّه‌ای چپی هستند و قصد تصفیه‌ مرا دارند؛ چون در آن زمان آقای بهشتی به من اطّلاع داده بود که چپی‌ها دست به کشتار و تصفیه‌ی اسلام‌گراها زدند، و از من خواسته بود که هشیار و مواظب باشم.
چپی‌ها در کرمانشاه شبانه به منزل آقای موسوی قهدریجانی ریخته بودند، دست و پای او را بسته بودند و قصد کشتنش را داشتند که در یک حادثه‌ غیرمنتظره توانسته بود بگریزد و از مرگ نجات یابد. این مسئله هنوز در ابهام است و برای روشن شدن آن اقدامی نکرده‌ایم.
ساواکی‌ها بی‌رحمانه به کتک زدن من با مشت و لگد ادامه دادند و مخصوصاً با نوک کفش خود به ساق پای من ضربه می‌زدند. سپس به من دستبند زدند و دستور دادند جلو بیفتم و به سمت داخل منزل بروم. به آنها گفتم: این جوانمردی نیست که خانواده‌ام مرا دست‌بسته ببینند
به محض آنکه چنین فکری به ذهنم آمد، فوری به بستن در اقدام کردم. آنها کوشیدند مانع بسته شدن در شوند، امّا ترس از مرگ به من قدرت بخشید و زورم بر آنها چربید و در را بستم. بعد به فکرم رسید که آنها ممکن است از دیوار بالا بروند یا از راه دیگری وارد خانه شوند. آنها با اسلحه‌ی خود شروع به کوبیدن به شیشه‌ی ضخیمی که روی در منزل بود، کردند و آن را شکستند. در همان حال که من به راهی برای نجات می‌اندیشیدم، یکی از آنها فریاد زد: « به نام قانون، در را باز کن ». از این حرفشان فهمیدم که از مأموران ساواک هستند. خدا را شکر کردم که بر‌خلاف تصوّر من، آنها از چپی‌ها نیستند. به سمت در رفتم و در را باز کردم. شش نفری حمله کردند و در میان درِ بیرونی خانه و درِ محیط اندرونی، با خشونت و بیرحمی مرا به باد کتک گرفتند. در آن هنگام مصطفی که دوازده سال داشت، بیدار شده بود و از پشت شیشه‌ نازکی که میان من و آنها حایل بود، با حیرت و شگفتی به صحنه‌ کتک خوردن پدر می‌نگریست و فریاد می‌زد.
ساواکی‌ها بی‌رحمانه به کتک زدن من با مشت و لگد ادامه دادند و مخصوصاً با نوک کفش خود به ساق پای من ضربه می‌زدند. سپس به من دستبند زدند و دستور دادند جلو بیفتم و به سمت داخل منزل بروم. به آنها گفتم: این جوانمردی نیست که خانواده‌ام مرا دست‌بسته ببینند؛ دستبند را باز کنید. دستبند را باز کردند و وارد خانه شدم. دیدم همسرم دلشکسته و ناراحت است و چهار فرزندش هم در اطرافش برخی خواب و برخی بیدارند. کوچکترینشان «میثم» بود که دو ماه داشت. به آنها گفتم: نترسید، اینها مهمانند!

مأموران ساواک به جست‌و‌جو و بازرسی خانه پرداختند و تا آشپزخانه و توالت را هم گشتند! همسرم اقدام جالبی کرد: وارد اتاقی شد که من مردم را در آن ملاقات می‌کردم. این اتاق دو در داشت؛ یکی به کتابخانه‌ام باز می‌شد، و دیگری به محیط اندرونی. همسرم اعلامیّه‌های محرمانه‌ای را که در اتاق بود، جمع کرد. و من نمی‌دانم چگونه متوجّه وجود این اعلامیّه‌ها در اتاق ملاقات شده بود و چگونه توانست بدون آنکه مأموران امنیّتی متوجّه شوند، وارد آن اتاق شود. حتّی من هم متوجّه این اقدامش نشدم، تا این که بعدها خودش به من گفت. او این اعلامیّه‌ها را جمع کرده بود و زیر فرش گذاشته بود تا ساواکی‌ها آنها را پیدا نکنند. آنها وارد کتابخانه شدند، آن را وارسی کردند و مقدار زیادی از کتابها و نوشته‌ها و اوراق مرا برداشتند، که تعدادی از آن کتابهای من هنوز مفقود است.
یک ساعت یا بیشتر، تمام گوشه‌کنارها و سوراخ‌سمبه‌های خانه را گشتند، تا اینکه وقت نماز صبح فرا رسید. گفتم: می‌خواهم نماز بخوانم. یکی از آنها با من تا محلّ وضو آمد. وضو گرفتم و به کتابخانه برگشتم و آنجا نماز خواندم. بعد یکی از آنها هم نماز خواند. ولی بقیّه نماز نخواندند و به بازرسی خانه ادامه دادند. حتّی یک وجب از خانه را نکاویده نگذاشتند! به نظرم من از مادر مصطفی، قدری غذا خواستم و بعد از او خواستم مجتبی و مسعود را که پس از بیدار شدن، دوباره به خواب رفته بودند، بیدار کند تا با آنها خداحافظی کنم. هنگام خدا‌حافظی به فرزندان گفته شد: پدرتان عازم سفر است. من گفتم لازم نیست دروغ گفته شود. و واقع امر را به بچه‌ها گفتم.
انتهای پیام/


نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

آخرین اخبار

ترس‌ها و درس‌های یک سقوط

مذاکره با شستا برای واگذاری برخی شرکت‌ها به تعاونی ها

با دستور رییس جمهوری بهره برداری از 40 طرح در هرمزگان آغاز شد

امضای قرارداد 4هزارمیلیارد ریالی برای حفظ اشتغال و حمایت از تولید ملی

18درصد محصولات کشاورزی استراتژیک کشور تولید خوزستان است

استعلام سهام عدالت به اپلیکیشن دولت همراه اضافه می‌شود

شاخص بورس به کانال 156 هزار واحدی بازگشت/ افت 900 واحدی شاخص کل

پنجمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی برگزار می‌شود

بخش اضطراری تصفیه خانه ششم تهران تابستان 98 وارد مدار می‌شود

گمشدگان آمار، سرگردان در خیابان‌ها

تاخیر 5 ساعته پرواز قشم- مشهد و سرگردانی مسافران

پنجمین همایش سالانه اقتصاد مقاومتی فردا برگزار می‌شود

اظهارات همتی درباره جوسازی‌های اخیر در بازار ارز

سال گذشته با آموزش‌های ارائه شده تعداد مصدومان چهارشنبه آخر سال 30 درصد کاهش یافت

نخست وزیر لهستان سفر خود به سرزمین‌های اشغالی را لغو کرد

رهبر انصارالله: طرف مقابل جدی نیست و مانع اجرای توافق سوئد می‌شود

جاسوس آمریکایی چگونه جذب ایران شد؟

کشته شدن 12 نظامی سعودی در مرز یمن

کردهای سوریه باید گفت‌وگو با دولت سوریه را آغاز کنند

جرج سوروس: اتحادیه اروپا مانند شوروی فرومی‌پاشد

از سرگیری گفت‌وگوهای ریاض و مسکو بابت خرید سامانه موشکی «اس-400»

دیدار محرمانه نتانیاهو با وزیر خارجه مغرب در نیویورک

مجروح شدن 9 فلسطینی در تیراندازی نظامیان صهیونیستی در مرز غزه

موافقت یمن با طرح استقرار مجدد در الحدیده

ظریف در مونیخ درباره برنامه موشکی ایران چه گفت؟

الحوثی: ائتلاف با اسرائیل شرم‌آور است/کنفرانس ورشو آمریکایی - اسرائیلی بود

سفر رئیس جمهور به سیرجان به تعویق افتاد

اکثر اعضای فراکسیون نمایندگان ولایی استیضاح روحانی را مطلوب نمی‌دانند

هیات دولت تعدادی از مواد قانون مالیات‌های مستقیم را اصلاح کرد

ساخت زیردریایی بعثت و ناوشکن 6500 تُنی در دستور کار صنعت دفاعی

همه از ارز تخصیص‌یافته به کالاهای اساسی بهره می‌برند الا مردم

11 میلیارد دلار برای تأمین کالاهای اساسی در اختیار دولت است/قول نوبخت برای حل مشکلات معیشتی

خاطرات «عارف 12 ساله» منتشر شد

بررسی بیانیه «گام دوم انقلاب» در شبکه 3 سیما

نباید از اینکه فردید را علم‌ستیز می‌خوانند ترسید

علت مخالفت با جمهوری اسلامی ایران طرح بدیل آن برای حکمرانی است

شکست‌های رئال در لیگ در طول یک فصل با رونالدو و بدون کریس+عکس

پیروزی ماریتیمو در غیاب عابدزاده

صدای گل از مستایا نیامد/تساوی والنسیا و اسپانیول

کمال تبریز قهرمان لیگ برتر شیرجه شد

ترکیب ناپولی مقابل تورینو مشخص شد+عکس

پیروزی بایرلورکوزن در بای آرنا

دومین برد متوالی شاگردان اسپالتی /برتری اینتر مقابل سامپدوریا

جلسه هیات مدیره باشگاه استقلال برگزار شد/بیش از 4 ساعت جلسه

ترکیب سن ژرمن مقابل سن اتین مشخص شد+عکس

خروج سویا از جمع مدعیان با شکست مقابل تیم ته جدولی/چهارمین برد فصل ویارئال

پیروزی پرگل دینامو زاگرب در حضور 90 دقیقه‌ای محرمی

تمرین فردای استقلال پشت درهای بسته

فتحی: میان شفر و خطیر اختلاف سلیقه وجود دارد/بیانیه دو باشگاه شیطنت برخی دوستان است

تصاویری جالب از شوخی دایی و غلامپور در تمرین سایپا/گزارشگر قطری در تمرین